تیخ
(اِ.) = تیغ: هرچیز که سر آن تیز باشد.
[ په. ] (اِ.)
۱- چوب راست و باریک با نوکی آهنین و تیز که با کمان آن را پرتاب کنند.
۲- گلولهای که از تفنگ، توپ و مانند آنها شلیک میشود. ؛ ~ کسی به سنگ خوردن کنایه از: ناکام شدن، در نقشه خود شکست خوردن.
[ فر. ] (اِ.) شمارگان، واحدی برای شمارشِ روزنامه، مجله و کتابی که در یک نوبت به چاپ میرسد، شمار (فره).
[ فر. ] (اِ.)
۱- نمونه شاخص از یک دسته، نوع، جنس و صنف.
۲- واحدی در نظام کمتر از لشکر، بیشتر از هنگ.