اسم

توبره

(رِ) (اِ.)
۱- کیسه‌ای که مسافران و شکارچیان ابزار کار و خوراک خود را در آن گذارند.
۲- کیسه‌ای بنددار که در آن کاه و جو ریزند و به گردن چارپایان بندند تا از آن بخورند.

    توبه

    (تَ بَ) (اِ.) رنگین کمان، قوس قزح.

      توپال

      (اِ.) ریزه‌هایی از مس و آهن تفته که بر اثر کوبیدن و چکش زدن بریزد.

        توپخانه

        (نِ) [ تر – فا. ] (اِمر.)
        ۱- محل حفاظت توپ‌ها.
        ۲- واحدی در نظام که وظیفه آن تیراندازی با توپ است.

          توپولوژی

          (تُ پُ لُ) [ فر. ] (اِ.)
          ۱- علم بررسی خواصی از فضاها که با کشیدن یا فشردن تغییر نم ی کند.
          ۲- خانواده‌ای از زیرمجموعه‌های یک مجموعه که نسبت به اجتماع دلخواه و اشتراک متناهی بسته‌است و خود مجموعه و مجموعه تهی را نیز در بر می‌گیرد. (فره).

            تواصل

            (تَ صُ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) به یکدیگر رسیدن، به هم پیوستن.
            ۲- (اِمص.) به هم پیوستگی. ج. تواصلات.

              تواضع

              (تَ ضُ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) فروتنی کردن، از جای خود برخاستن برای احترام دیگری.
              ۲- (اِمص.) فروتنی، کم زنی. ج. تواضعات.

                تواطؤ

                (تَ طُ) [ ع. ]
                ۱- (مص ل.) سازش کردن با هم، موافقت کردن همدیگر در امری، همدست شدن.
                ۲- (اِمص.) موافقت، سازش.

                  توالت

                  (لِ) [ فر. ] (اِ.)
                  ۱- آرایش چهره و سر.
                  ۲- مستراح.

                    پیمایش به بالا