ترمومتر
(تِ مِ) [ فر. ] (اِمر.) دماسنج، گرماسنج.
(تُ) (اِ.) شال کمر یا هر پارچهای که آن را مانند گیسو بافته، شلاق مانندی درست کنند و در بازی ترنابازی، بازنده را با آن بزنند.
(تَ کَ یا کِ) (اِمر.)
۱- تیردان، جعبه یا کیسهای که در آن تیرهای کمان را جا میدادند و به پهلو میآویختند.
۲- هر تکهای از نارنجک، خمپاره یا بمب که در اثر انفجار از آن جدا شده باشد.
(تَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) بر هم نشاندن چیزی بر چیزی.
۲- آمیخته کردن.
۳- (اِمص.) آمیزش، اختلاط.
۴- در شیمی تبدیل چند جسم به جسم سنگین تر.
۵- در علم دستور تحلیل عبارتها و جملهها از لحاظ روابط کلمات طبق قواعد نحو. مق. تجزیه.
(~. بَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) شعری است دارای چند بند در یک بحر که هر بند دارای قافیهای جداگانه باشد و در آخر هر بند یک بیت آورده میشود که برخلاف ترجیع بند، تکراری نیست.