تخته کلاه
(~. کُ) (اِمر.) نوعی تنبیه مجرم و آن کلاه بزرگ چوبی بوده که بر سر مجرم میگذاشتند و در شهر میدوانیدند، مردم نیز همراه وی دویده هیاهوکنان مسخره اش میکردند.
(~. کُ) (اِمر.) نوعی تنبیه مجرم و آن کلاه بزرگ چوبی بوده که بر سر مجرم میگذاشتند و در شهر میدوانیدند، مردم نیز همراه وی دویده هیاهوکنان مسخره اش میکردند.
(~. نَ) (اِمر.) آلت مخصوص بازی نرد و آن شامل دو قطعه مستطیل شکل است که به وسیله لولا به هم متصل شدهاند. دو سر هر قطعه به شش خانه تقسیم گردیده و مهرههای بازی به ترتیبی خاص در این خانهها قرار میگیرند.
(تَ تِ) (اِ.)
۱- چوب پهن و مسطح.
۲- صفحه.
۳- تابوت.
۴- واحد شمارش برای قالی و پارچه.
۵- هر چیز مسطح و صاف.
(~. بَ) (اِمر.)
۱- پارچه نازکی که به وسیله آن تختهای را به دست یا هر عضو شکسته میبندند.
۲- زندانی، اسیر.
(~. کُ) (اِمر.) قطعهای اسفنج یا نمد که از آن برای پاک کردن تخته سیاه یا وایت برد استفاده میکنند.
(تَ رِ یا رَ) (اِ.) = تخاری: اسبی که در آسیای مرکزی و تخارستان (طخارستان) پرورش یافته: اسب تخاری.