اسم

پیشان

(پِ) (اِ.)
۱- پیشِپیش را گویند که از آن پیشتر چیزی نباشد، ازل.
۲- لیاقت و شایستگی.

    پیشانی

    (اِ.)
    ۱- جبین، جلوی سر بین ابرو و موی سر.
    ۲- بخت، اقبال.

      پیش فروش

      (فُ) (اِمص.) فروختن مال یا غله قبل از مهیا شدن، دریافت پول پیش از تحویل مال یا غله.

        پیش فنگ

        (فَ) (اِمر.) عملی است که سربازان با تفنگ انجام دهند بدین طریق: نخست تفنگ عمودی به زمین و مماس با پای راست قرار دارد با یک حرکت تفنگ را با دست راست از زمین بلند کنند و در هوا بچرخانند و پاشنه آن را در کف دست چپ گذارند و با حرکت دیگر دست راست را به جای خود برند.

          پیش قبض

          (قَ) [ فا – ع. ] (اِمر.)
          ۱- نوعی از اسلحه.
          ۲- فنی است از کشتی و آن عبارت است از دست بر دست حریف گذاشتن و به انواع مختلف زور زدن.
          ۳- محلی است از قسمت جلو کمر و نواحی مجاور که طرف با دست آن را تواند گرفت.

            پیش قراول

            (قَ وُ) [ فا – تر. ] (اِ.)
            ۱- سربازی که پیش از دیگران برای دیده بانی و نگهبانی حرکت می‌کند.
            ۲- جلودار.

              پیش قسط

              (قِ) (اِمر.)
              ۱- مساعده، وجهی که پیشکی دهند.
              ۲- قسمت نخست از چند قسط.
              ۳- بیعانه.

                پیمایش به بالا