اسم

پیست

[ فر. ] (اِ.) می‌دانی برای ورزش، رقص و غیره.

    پیست

    (اِ.) = پیس: شخص مبتلا به برص، ابرص، پیس.

      پیستوله

      (لِ) [ فر. ] (اِ.)
      ۱- اسلحه کمری گرم، هفت تیر، تپانچه.
      ۲- دستگاهی که با آن رنگ را می‌پاشند، اسپری.
      ۳- نوعی خط کش که برای ترسیم منحنی‌های نامنظم به کار می‌رود.

        پیستون

        [ فر. ]
        ۱- (اِ.) استوانه متحرکی که در سیلندر (موتور پمپ) حرکت می‌کند.
        ۲- حمایت کننده، پارتی (در تداول).

          پیش

          ۱ – (ق.) جلو، قبل، قدام.
          ۲- پس، بعد.
          ۳- (حراض.) نزد.
          ۴- سوی، طرف.
          ۵- (اِ.) یکی از سه حرکت حروف ؛ ضمه.

            پیش آگهی

            (گَ) (اِمر.) آگهی ای که پیش از زمان پرداخت سند، برای وام دار فرستاده می‌شود، اخطاریه.

              پیش بخاری

              (بُ) (اِمر.) حفاظ مانندی که جلوی بخاری قرار می‌دادند تا مانع از جهیدن آتش به بیرون از بخاری شود.

                پیش بند

                (بَ) (اِمر.) پارچه‌ای که به وسیله آن قسمت جلو سینه و دامن را می‌پوشانند تا هنگام کار لباس کثیف نشود.

                  پیمایش به بالا