پیچاک
(اِ.) پیچیدگی، پیچ و خم بسیار.
(چَ) (اِ.)
۱- گیاهی است رونده با برگهای ریز دندانه دار و گلهایی به رنگ سفید، آبی و بنفش که دور درختان یا گیاهان دیگر میپیچند و بالا میروند.
۲- هر چیز پیچیده شده و گلوله شده مانند گلوله نخ و ابریشم و…
(~.) (اِ.) اسبابی الکترونیکی برای دریافت و ضبط پیام کسانی که به شماره معینی تلفن میکنند، منشی تلفنی.
(نُ) [ انگ. ] (اِ.) یکی از ابزارهای موسیقی که دارای شاسی است و با فشار سر انگشتان دست بر روی شاسیها نواخته میشود.
(چِ)(اِمصغ.)۱ – پیاز خرد، پیاز کوچک.
۲- گونهای از پیاز و کوچک تر از پیاز که جزو سبزیهای خوردنی استفاده میشود.