اسم

پیچش

(چِ) (اِمص.)
۱- پیچیدگی، کجی.
۲- گره خوردن.
۳- از درد به خود پیچیدن.

    پیچک

    (چَ) (اِ.)
    ۱- گیاهی است رونده با برگ‌های ریز دندانه دار و گل‌هایی به رنگ سفید، آبی و بنفش که دور درختان یا گیاهان دیگر می‌پیچند و بالا می‌روند.
    ۲- هر چیز پیچیده شده و گلوله شده مانند گلوله نخ و ابریشم و…

      پیام

      (پَ) (اِ.)
      ۱- خبر یا سخنی را به دیگری رساندن.
      ۲- سلام، درود.
      ۳- وحی، الهام.

        پیامگیر

        (~.) (اِ.) اسبابی الکترونیکی برای دریافت و ضبط پیام کسانی که به شماره معینی تلفن می‌کنند، منشی تلفنی.

          پیانو

          (نُ) [ انگ. ] (اِ.) یکی از ابزارهای موسیقی که دارای شاسی است و با فشار سر انگشتان دست بر روی شاسی‌ها نواخته می‌شود.

            پیاده رو

            (~. رُ) (اِمر.) قسمی از دو جانب خیابان که محل رفت و آمد عابران پیاده‌است.

              پیازچه

              (چِ)(اِمصغ.)۱ – پیاز خرد، پیاز کوچک.
              ۲- گونه‌ای از پیاز و کوچک تر از پیاز که جزو سبزی‌های خوردنی استفاده می‌شود.

                پیازی

                (اِ.)
                ۱- نوعی لعل گرانبها.
                ۲- گرزی با چند گوی فولادی و دسته چوبی.

                  پیمایش به بالا