اسم

پوستین

[ په. ]
۱- (ص نسب.) ساخته شده از پوست.
۲- (اِمر.) نوعی لباس زمستانی که از پوست حیوانات پشم دار درست می‌کنند. ؛در ~ کسی افتادن کنایه از: عیبجویی کردن، بدگویی کردن. ؛ ~ دریدن کنایه از: الف – افشا کردن راز. ب – عیب جویی کردن.

    پوسه

    (س ِ یا سَ) (اِ.) ریسمانی که به وقت رشتن بر دوک پیچند.

      پوسه

      (~.) (اِمر.) = پوسته:
      ۱- پوستکی بسیار نازک جدا شده از چیزی، ورقه، صحیفه، پشیزه.
      ۲- قطعات سفید و نازکی که هنگام شانه کردن موی سر – – زمانی که چرک باشد – – فرو ریزد، شوره
      ۳- تو، تا، لا.

        پوست تخت

        (تَ) (اِمر.) پوست خشک شده حیوانات به ویژه گوسفند که برای نشستن از آن استفاده می‌کنند.

          پوستر

          (پُ تِ) [ انگ. ] (اِ.) آگهی مکتوب و مصور، با ابعاد حدوداً ۷۰ * ۵۰ سانتی متر که قابل چاپ و تکثیر و نصب است، ورقه مصور بزرگ، اعلان (فره).

            پوره

            (پُ رِ) (اِ.) فضول افیون پس از سوختن آن برای کشیدن و آن غیر از شیره و سوخته تریاک است.

              پوره

              (رِ) [ فر. ] (اِ.) خوراکی است فراهم شده از حبوبات کوبیده شده و سبزیجات له شده با افزودن شیر به آن: پوره سیب زمینی، پوره اسفناج و مانند آن.

                پیمایش به بالا