اسم

پنبه

(پَ بِ) (اِ.) گیاهی علفی و یک ساله که از غوزه آن ریسمان و پارچه درست کنند. ؛با ~ سر کسی را بریدن آهسته و نرم نرم کسی را بی آن که متوجه باشد به نابودی کشاندن.

    پلیس

    (پُ) [ فر. ] (اِ.)
    ۱- مجموعه نیروهای انتظامی یک کشور، شهر یا جامعه.
    ۲- پاسبان، آژان.

      پلیمر

      (پُ مِ) [ فر. ] (اِ.) مولکول عظیم – الجثه‌ای که از مولکول‌های ساده با جرم مولکولی کم ساخته شود، بسپار. (فره).

        پماد

        (پُ) [ فر. ] (اِ.) ماده دارویی نرم که جهت استعمال خارجی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

          پمپ

          (پُ) [ فر. ] (اِ.) دستگاهی برای جابه جا کردن مایعات، تلمبه.

            پمپاژ

            (پُ) [ فر. ] (اِمص.) بیرون کشیدن سیالات از جایی و داخل کردن آن به جای دیگر به کمک تلمبه یا پمپ، تلمبه زنی، پمپ زنی. (فره).

              پناباد

              (پَ) (اِ.) سکه نقره به وزن نیم مثقال، رایج در زمان قاجاریه.

                پناغ

                (پَ) (اِ.)
                ۱- تار ابریشم.
                ۲- ریسمانی که دور دوک پیچیده باشند.

                  پنالتی

                  (پِ) [ انگ. ] (اِ.) جریمه‌ای که بر اثر خطای بازیکن به نفع حریف به او تعلق می‌گیرد و نوع آن در بازی‌های مختلف فرق دارد.

                    پیمایش به بالا