پلکن
(پُ لُ کَ) (اِ.) = پلکه: طعنه، سرزنش.
(پُ لُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- قطعه سرب یا موم آب شدهای که برای جلوگیری از دستکاری و سوءاستفاده به سر پاکت یا در مغازه یا خانه یا مکان دیگری مهر شود، مهرو موم. (فره).
۲- مجازاً به معنی تعطیل کردن و بستن جایی.
(پَ مِ یا مَ) (اِ.)
۱- لوحی که ابجد و غیر آن بر آن مینوشتند تا اطفال بخوانند.
۲- نوعی از گل سخت شده و سیاه که ورقه ورقه جدا شود و میتوان برای نوشتن به کار برد، سنگ لوح.
(پَ لَ) (اِ.) جانوری از تیره گربه سانان و گوشت خوار که روی پوست بدنش خالهای سیاه بسیار وجود دارد و آن گونههای متعدد دارد.