پرده شناس
(~. ش ِ) (اِ. ص.)
۱- نوازنده، موسیقی دان.
۲- عارف.
(~. کِ کِ رِ) (اِمر.) وسیلهای از تیغههای نازک خم پذیر که به وسیله ریسمانهایی به هم متصل شده و به پنجره آویخته میشود و با کشیدن ریسمانها میتوان آن را باز و بسته کرد.
(پُ) [ معر. ] (اِ.) = پرزه:
۱- خواب مخمل، فرش.
۲- چیزی شبیه کرک که روی میوههایی مانند به و هلو وجود دارد.
۳- پرهای ریز کوتاه که بر بعضی مرغان روید.
(~ طَ)(اِمر.) زههایی بر دسته طنبور که با نهادن انگشت بر جای هر پرده، تغییراتی در آهنگ میدهند.
(پَ زِ) (اِمص.)
۱- به کاری دست زدن، آهنگ کاری کردن.
۲- انجام دادن مجموعهای از عملیات مختلف روی اطلاعات و دادهها در کامپیوتر.