اسم

پرتوه

(پَ تُ وَ یا وِ) (اِ.) خطوط باریکی که از تابیدن نور پیدا می‌شود.

    پرچم

    (پَ چَ) [ تر. ] (اِ.)۱ – طره، کاکل، منگوله – ای از مو که بر سر نیزه، علم و گردن اسب می‌آویختند.
    ۲- زبانه آتش.
    ۳- علم، درفش، رایت.
    ۴- بخش‌های میله مانند گل که تخم‌ها در آن قرار دارند.

      پرچین

      (پَ) (اِمر.) دیواری که از آمیختن گِل و شاخه‌های درخت و بوته، گرداگرد باغ یا کشتزار درست کنند.

        پرخاش

        (پَ) (اِ.)
        ۱- ستیزه، پیکار.
        ۲- با سخنان درشت با هم ستیزه کردن.

          پرخچ

          (پَ رَ) (اِ.)کفل و سُرین اسب و استر و مانند آن.

            پرخش

            (پَ رَ) (اِ.)
            ۱- سرین اسب و استر.
            ۲- شمشیر، تیغ.

              پرخو

              (پَ خُ) (اِ.) = فرخو: پیراستن درختان، بریدن شاخه‌های زیادی اشجار.

                پرتره

                (پُ رِ) [ فر. ] (اِ.) طرح صورت، نقاشی چهره.

                  پیمایش به بالا