اسم

پدال

(پِ) [ فر. ] (اِ.) ابزاری در ماشین‌ها و دستگاه‌های دیگر که زیر پا قرار دارد، رکاب.

    پدر

    (پَ یا پِ دَ) (اِ.)
    ۱- جاندار نر (به ویژه انسان) که دارای فرزند است.
    ۲- مجازاً بنیانگذار، پدید آورنده چیزی تازه، مثل پدر شعر نو.
    ۳- عنوان احترام آمیز و مهرآمیز برای مردان سالخورده.
    ۴- بابا، باب، واله. ؛ ~صلواتی نوعی تحسین و تمجید که غالباً برای طعنه زدن به کار برند. ؛ ~ سوختگی موذی گری، زیرکی و پنهان کاری توأم با بدجنسی. ؛ ~کشتگی داشتن: کنایه از: دشمنی دیرینه و سخت داشتن. ؛ ~ سگ الف – دشنامی است برای کسان که پدرش را تا حد سگ پایین می‌آورند و حقیر نشان می‌دهند. ب – چیز بسیار بد.

      پدرود

      (پِ) [ په. ] ( اِ.) = بدرود:
      ۱- وداع کردن، خداحافظی.
      ۲- سلامت، تندرست.

        پدمه

        (پَ مِ) (اِ.)
        ۱- بهره، نصیب.
        ۲- غذا یا میوه‌ای که از یک مهمانی با خود بیاورند.
        ۳- هر چیز پیچیده در دستمال.

          پدواز

          (پَ) (اِمر.)
          ۱- جای نشستن.
          ۲- پاسخ، جواب، پتواز.
          ۳- سخن، گفتگو، مطلب.

            پدیده

            (پَ دِ) (اِ.)
            ۱- آن چه مشاهده یا به وسیله حواس ادارک می‌شود.
            ۲- چیز تازه پدید آمده، نوظهور، بی مانند در گذشته.

              پخس

              (پَ) (اِ.) عشوه، ناز، خرام.

                پیمایش به بالا