اسم

پخت

(پُ) (اِ.)
۱- عمل یا فرایند پختن.
۲- هر یک از نوبت‌های پختن محصولی به ویژه آن چه در تنور یا کوره پخته می‌شود.
۳- لگد مطلقاً، خواه اسب بر کسی زند و خواه آدم و حیوانات دیگر.

    پختکاب

    (پُ تَ) (اِمر.) جوشانده گیاهان دارویی برای شستشوی بدن بیمار.

      پتک

      (پُ) ( اِ.) چکش بزرگ فولادین که آهنگران با آن آهن و پولاد و مانند آن را کوبند.

        پتک

        (پَ تَ) ( اِ.) نوار پهنی که بعضی مردم مانند چوپانان یا سربازان به ساق پا پیچند.

          پته

          (پَ تِ) ( اِ.)
          ۱- پروانه عبور، جواز.
          ۲- بندی که در جوی‌ها درست کنند تا آب را نگه دارد.
          ۳- کاغذ مقوایی یا مهره فلزی که به جای پول به کار می‌رفته. ؛ ~ کسی را روی آب انداختن کنایه از راز کسی را فاش کردن، رسوا کردن.

            پتو

            (پَ) ( اِ.) نوعی روانداز که به جای لحاف به هنگام خواب بر روی کشند.

              پتو

              (پَ تُ) (اِ.) پرتو؛ موضعی را گویند از کوه و غیر آن که پیوسته آفتاب در آن بتابد؛ مق. نسر، نسار.

                پتواز

                (پَ) ( اِ.)
                ۱- لانه، نشیمنگاه پرندگان، و آن چوب بستی باشد که برای نشستن پرندگان درست می‌کنند. پدواز و بتواز و پتوازه نیز گویند.
                ۲- جواب، پاسخ.

                  پیمایش به بالا