پایندان
(یَ) (اِ.)
۱- کفیل، ضامن.
۲- کفش کن، درگاه.
۳- میانجی کننده.
(یِ) [ په. ] (اِ.)
۱- شالوده، اساس.
۲- رتبه، درجه.
۳- ستون چهارگوش و بلند.
۴- میله یا ستونی که چیزی روی آن قرار گیرد.
۵- جنسیت گیاه (یک پایه یا دو پایه).
(وَ) (اِمر.)
۱- پابند.
۲- پیک پیادهای که در هر منزل میماند تا پیک خسته نامه به او بدهد و بدین طریق نامه زودتر به مقصد میرسید.
۳- افسر، به ویژه افسر شهربانی.
(پَ لُ) (اِ.)
۱- تریدی که از نان خشک و روغن و دوشاب سازند.
۲- اشکنهای که از روغن و پیاز با روغن بریان کرده و آب و نان خشک سازند.
(یِ زِ) (اِمصغ.)
۱- پاچه.
۲- ریسمان خیمه که آن را بر روی زمین به میخ یا چیز دیگر ببندند.
۳- چیزی که عنان اسب را بدان بندند.