اسم

پایاب

(اِمر.)
۱- ته آب.
۲- بخش کم عمق آب.
۳- گرداب.
۴- راه و پله‌ای که از آن بتوان به ته چاه یا قنات رفت.
۵- گذرگاه.
۶- مقاومت و ایستادگی.
۷- کنایه از: موقعیتی که خطر تقریباً رفع شده باشد.
۸- گدار.

    پاویون

    (یُ) [ فر. ] (اِ.)
    ۱- ساختمان مخصوص است قبال و پذیرایی از مهمانان رسمی بلندپایه در فرودگاه.
    ۲- محل استراحت پزشکان در بیمارستان، سرایه، کوشک. (فره).

      پای

      ( اِ.)
      ۱- پا.
      ۲- بخش، سهم.
      ۳- مقداری از زمین که با یک گاو می‌توان شخم زد.
      ۴- کنایه از: ایستادگی و پایداری.

        پای آگیش

        (اِفا.) = پای آگیشنده:
        ۱- آن که به پای آویزد یا پیچد، پای پیچ، پای آهنج.
        ۲- مرگ که پای پیچ هر کس شود، مرگ محتوم.

          پای خوشه

          (ش ِ) ( اِ.)زمین پر از گل و لای که به سبب تردد مردم و حیوانات خشک و سخت شده باشد.

            پیمایش به بالا