اسم

یارد

[ انگ. ] (اِ.) واحد طول در انگلستان تقریباً ۹۲ سانتی متر.

    یاب

    (اِفا.) در ترکیب، به صورت مزید مؤخر به معنی یابنده آید: دیریاب، فلزیاب.

      یابر

      (ب) (اِ.) زمین یا دهی که پادشاه برای امرار معاش به کسی می‌داد.

        یابس

        (ب) [ ع. ] (اِفا.) خشک، سخت. ؛رطب و ~ به هم بافتن کنایه از: سخنان در هم و برهم و بی معنی گفتن.

          یاتاغان

          [ تر. ] (اِ.)= یاتاقان. یاطاقان: وسیله‌ای فلزی یا لاستیکی یا چرمی، که از ساییده شدن بازوی چرخ خودرو جلوگیری می‌کند.

            یاخته

            (تِ)
            ۱- (ص مف.) آخته، بیرون کشیده.
            ۲- (اِ.) سلول، سلول بدن موجودات زنده که دارای دو قسمت مهم سیتوپلاسم و هسته می‌باشد. یاخته‌ها در حقیقت کوچکترین قسمت ساختمانی موجود زنده هستند که دارای تمام خواص و تظاهرات حیاتی می‌باشند.

              یاد

              (اِ.)
              ۱- حافظه، ذهن.
              ۲- آموزش، تعلیم.
              ۳- بیداری.
              ۴- اندیشه، فکر.
              ۵- خاطر. ؛ ~ کسی دادن کسی را آموزس دادن.

                پیمایش به بالا