اسم

پار

(اِ.) = پر(یدن): پرواز، پرش.

    پاراالمپیک

    (اُ لَ) [ فر. ] (اِ.) مسابقاتی مخصوص معلولان که معمولاً هر چهار سال یک بار در چند رشته ورزشی برگزار می‌شود.

      پادشا

      (دِ) (اِمر.)
      ۱- پادشاه.
      ۲- فرمانروا.
      ۳- مجازاً مأذون، مختار.
      ۴- خدا.

        پادشاه

        (~.) [ په. ] (اِمر.)
        ۱- فرمانروایی که تاج و تخت داشته باشد، ملک، سلطان.
        ۲- حاکم، مسلط، صاحب اختیار.
        ۳- خدا.
        ۴- محیط، تاونده.

          پاراتیروئید

          (رُ) [ فر. ] (اِ.) دو زوج غده که در طرفین غده تیروئید قرار دارند، به طوری که دو تا در بالا و دو تا در پایین قرار گرفته، عمل این غده‌ها تنظیم و بررسی متابولیسم بدن است و حذف غده‌های مزبور موجب مرگ حیوان یا انسان می‌شود. این غده‌ها خاصیت ضد سم نیز دارند و برداشتن آن‌ها سبب ایجاد تشنجات در بدن انسان می‌گردد؛ غده فوق در قی.

            پادشاهی

            (~.) [ په. ]
            ۱- (حامص.) سلطنت، ملکت.
            ۲- ( اِ.) مملکت، قلمرو.
            ۳- مدت سلطنت.
            ۴- تسلط، چیرگی.

              پادگان

              (دِ) [ په. ] (اِمر.)
              ۱- محل اسکان گروهی از سربازان که برای محافظت محلی در آنجا متوقف شوند.۲ – سربازخانه، ساخلو.
              ۳- دسته -‌های پیاده نظام عهد ساسانی.

                پیمایش به بالا