اسم

پاچراغ

(چِ) (اِمر.) جایی در تکیه، مسجد و زورخانه که در آن چراغ روشن کنند.

    پاچراغی

    (~.) (اِمر.)
    ۱- جای گذاشتن چراغ در خانه یا دکان.
    ۲- پولی که تماشاگران در زورخانه و مانند آن پای چراغ می‌گذارند.
    ۳- پولی که دکانداران سر شب پای چراغ می‌نهادند تا به فقیری بدهند.
    ۴- در بازار به آخرین مشتری که تقریباً در آخروقت برای خرید جنس می‌آید، گفته می‌شود.

      پاترس

      (تَ) (اِمر.) ترساندن اطفال و زیردستان برای بازداشتن از کاری یا واداشتن به کاری، پاترسک.

        پاتک

        (تَ) (اِ.) حمله‌ای در پاسخ به حمله دشمن، ضد حمله.

          پاتوق

          (تُ) [ فا – تر. ] (اِمر.) = پاتوغ: محلی که همیشه در آنجا عده‌ای گرد هم آیند.

            پاپ

            [ فر. ] (اِ.) پیشوای مذهب کاتولیک.

              پاتولوژی

              (تُ لُ) [ فر. ] (اِمر.) = پاتوبیولوژی: مطالعه فرآیند بیماری در یک اندام یا تمامی بدن برای شناخت ماهیت و علت‌های آن، آسیب شناسی (فره).

                پیمایش به بالا