اسم

بوش

(اِ.) [ معر. ] گیاهی که از آن شیاف سازند و سابقاً آن را از «دربند» می‌آوردند و بوش دربندی می‌گفتند.

    بوشاسب

    [ په. ] (اِ.)خواب دیدن، رؤیا. بوشاسپ، بشاسب، بشاسپ و گوشاسب نیز گویند.

      بوغاز

      [ ع. ] (اِ.) تنگه، باب، بغز هم گویند. ج. بواغیز.

        بوفالو

        (بُ لُ) (اِ.) جانوری است پستاندار از تیره گاوان و دسته جفت سمان با شاخ‌های هلالی.

          بوفه

          (فِ) [ فر. ] (اِ.)۱ – قفسه ظروف، چینی جا (فره).
          ۲- محل فروش نوشابه و خوراکی در مکان‌های عمومی.

            بوقتب

            (قَ تَ) [ ع. ابوقَتَب ] (اِ.)
            ۱- پدرپالان، پالان دار.
            ۲- کنایه از: مردم احمق و نادان.

              بوقلمون

              (قَ لَ) [ معر. ] (اِ.)
              ۱- دیبای رومی رنگارنگ، پارچه‌ای که نمایش چند رنگ بدهد.
              ۲- پرنده‌ای از راسته ماکیان با گردنی برهنه و گوشتی و پنجه‌های قوی.

                پیمایش به بالا