اسم

بندمه

(بَ دِ مِ) (اِ.) = بندیمه: تکمه، گوی گریبان.

    بنده

    (بَ دِ) [ په. ] (اِ.)
    ۱- مخلوق خداوند.
    ۲- برده.
    ۳- نوکر، غلام.
    ۴- مطیع، فرمانبردار.
    ۵- من، اینجانب.

      بنداق

      (بَ) (اِ.) کلاهی دراز شبیه به تاجی که درویشان و قلندران بر سر گذارند.

        بنداوسی

        (بِ اُ) (اِ.) درمی بود پنج برابر دینار. پیداوسی هم گفته شده.

          بندر

          (بَ دَ) (اِ.) محلی است در ساحل دریا یا رودخانه که محل توقف و بارگیری است، بندرگاه، لنگرگاه.

            بندش

            (بَ دَ) (اِ.) پنبه حلاجی کرده و گلوله ساخته به جهت رشتن.

              پیمایش به بالا