اسم

نازخاتون

(اِ.) نوعی چاشنی ایرانی که از بادمجان کباب شده ساطوری، سیر و ریحان خرد شده و آب غوره درست می‌شود.

    نازش

    (زِ) (اِمص.)
    ۱- استغنای معشوق.
    ۲- کرشمه کردن، عشوه گری.
    ۳- فخر، تفاخر.
    ۴- موجب فخر، مفخر.
    ۵- تکبر، بزرگ منشی.
    ۶- نعمت، رفاه.
    ۷- نوازش، ملاطفت، تسلی.

      نازشست (شصت)

      (زِ شَ) (اِمر.)
      ۱- انعامی که به کسی به پاداش هنرنمایی وی دهند، جایزه.
      ۲- پیشکشی که نزدیکان شاه و امیر به وی تقدیم کنند هنگامی که وی هدف یا شکاری را با تیر زند یا درنده‌ای را به دست خود بکشد.
      ۳- برخلاف حق چیزی را از کسی گرفتن، باج سبیل.

        نارگیل

        (اِ.) درخت بلند یک پایه گرمسیری با میوه درشت و بیضی شکل.

          نارنج

          (رِ) (اِ.) درختی است پایا از تیره مرکبات با میوه آب دار، درشت و کروی.

            نارنجک

            (رَ جَ) (اِمصغ.)
            ۱- نارنج کوچک.
            ۲- یکی از مهمات جنگی، تقریباً به اندازه نارنج دارای یک ضامن که با کشیدن آن پس از چند ثانیه منفجر می‌شود.

              نارنگی

              (ر)(اِ.) درخت است پایا از تیره مرکبات با میوه کروی و معطر.

                ناره

                (رِ) (اِ.) زبانه ترازو، سنگ ترازو.

                  پیمایش به بالا