اسم

بنان

(بَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- سرانگشت.
۲- انگشت.

    بم

    (بَ) (اِ.) صدای درشت و خشن آدمی و ساز. مق. زیر.

      بمب

      (بُ) [ فر. ] (اِ.) محفظه‌ای پر شده از مواد منفجره که پس از پرتاب و برخورد با هدف منفجر می‌شود. ؛ ~ آتش زا بمبی پر شده با مخلوطی از بنزین ژلاتینی شده و مجهز به یک چاشنی. ؛ ~ خوشه‌ای بمبی شامل تعداد زیادی بمب‌های کوچک که هنگام فرود در منطقه وسیعی پراکنده شوند و دارای زمان انفجار متغیر باشند. ؛ ~ ساعتی بمبی که بر اثر اتصال به یک مدار الکتریکی با ایجاد جرقه‌ای از طریق چاشنی، مواد منفجره داخلی آن در زمان معینی منفجر شود. ؛ ~ شیمیایی بمبی حاوی یک عامل شیمیایی مانند گاز جنگی یا پرده دود یا ماده آتش زا. ؛ ~ ناپالم بمبی محتوی نوعی ترکیب مایع که پس از پرتاب و برخورد به هدف ماده ژلاتینی تولید کند و با شعله و حرارت زیاد بسوزد. ؛ ~ هیدروژنی بمبی که از یک بمب اتمی و مجموعه‌ای از عناصر سبک تشکیل شده باشد و در آن از شکاف عناصر سبک به عنوان منبع انرژی استفاده شود.

        بمباران

        (~.) [ فر – فا. ] (اِمر.) بمباردمان ؛ فرو ریختن پیاپی بمب از هواپیما بر روی اهداف از پیش تعیین شده.

          بن

          (~.) [ فر. ] (اِ.) تکه کاغذ چاپی که دارنده آن می‌تواند به موجب آن از کالا یا خدمتی استفاده کند.

            بن

            (بُ) [ په. ] (اِ.)
            ۱- ریشه، بنیاد.
            ۲- پایان، آخر.
            ۳- سوراخ مقعد.
            ۴- انقیاد.

              بن دندان

              (بُ نِ دَ) (اِمر.)
              ۱- ریشه دندان.
              ۲- لثه.
              ۳- قصد، اراده.
              ۴- فرمانبرداری و اطاعت با میل و رغبت.

                بنا

                (بَ نّ) [ ع. ] (اِ.) کارگر ساختمانی ماهر که زیر نظر معمار یا مهندس کارهای ساختمانی انجام می‌دهد.

                  پیمایش به بالا