اسم

بلبشو

(بَ بَ)(اِ.) آشفتگی، بی نظمی، آشوب ؛ هرج و مرج.

    بلبل

    (بُ بُ) (اِ.) پرنده‌ای کوچک از تیره توکا با سطح پشتی قهوه‌ای خوش رنگ و یک دست و سطح شکمی مایل به خاکستری کم رنگ که در ناحیه گلو و شکم به سفیدی می‌گراید. به خاطر آواز زیبایش معروف است.

      بلبله

      (بُ بُ لِ) (اِ.)
      ۱- ظرف آب لوله دار.
      ۲- کوزه شراب.
      ۳- قهوه جوش.

        بلارک

        (بَ رَ)(اِ.) = بلالک:۱ – فولاد جوهردار.
        ۲- شمشیر جوهردار. پرالک و بلالک هم گفته شده.

          بگنی

          (بَ گَ) (اِ.) شرابی که از برنج و ارزن و جو و مانند آنها سازند.

            بگونیا

            (بِ) [ فر. ] (اِ.) گیاهی است زینتی دارای گل‌های زیبای سرخ یا سفید یا صورتی این گیاه اصلش از آمریکای مرکزی است و در حدود ۴۰۰ گونه از آن شناخته شده‌است.

              پیمایش به بالا