اسم

برگبالان

(بَ) (اِ.) حشراتی که بال‌های آن‌ها مانند برگ گل نازک و لطیف است.

    برگچه

    (بَ چِ) (اِمصغ.) تقسیمات کوچکتر یک پهنه برگ، برگک، برگ کوچک.

      برگریزان

      (بَ) (اِمر.) زمانی که برگ‌های درختان به زمین فرومی ریزد، پاییز، خزان.

        برگ

        (~.) [ په. ] (اِ.)
        ۱- اندامی از گیاه که از جوانه‌های روی ساقه یا شاخه پدید می‌آید، بلگ.
        ۲- واحدی برای کاغذ یا آنچه به صورت کاغذ است، ورق، ورقه.

          برگ بو

          (~.) (اِمر.) گیاهی از تیره غارها جزو تیره‌های نزدیک به آلاله‌ها که به صورت درختچه می‌باشد.

            برفک

            (بَ فَ) (اِ.)
            ۱- ورقه نازکی از برف که در یخچال‌ها و دستگاه‌های سرد کننده ایجاد شود.
            ۲- نوعی بیماری که علامت آن غشای سفید رنگی است که مخاط زبان و دهان و حلق را می‌پوشاند، قلاع.
            ۳- نقطه‌های سفید یا نورانی متعدد بر صفحه تلویزیون یا رادار.

              برفنج

              (بَ فَ) (اِ. ص.)۱ – خشن.
              ۲- راه باریک و دشوار.

                پیمایش به بالا