برغمان
(بَ غَ) (اِ.) مار بزرگ، اژدها.
(بَ غَ) (اِ.)
۱- جشن و مهمانی که در روزهای آخر ماه شعبان برپا کنند.
۲- شرابی که در روزهای آخر ماه شعبان میخوردند و تا اول شوال از نوشیدن آن پرهیز میکردند.
(بَ) [ په. ] (اِ.) آب منجمد که به صورت بلورهایی به شکل منشور مسدس – القاعده متبلور میگردد و در فصل سرما از ابرها به زمین میبارد.
(بَ کُ) (اِفا. اِمر.) وسیلهای که روی شیشه اتومبیل قرار گرفته هنگام باریدن باران یا برف آن را به حرکت درآرند تا شیشه را پاک کند.
(بِ رِ زِ) [ روس. ازهلندی ] (اِ.) نوعی پارچه ضخیم و خشن که برای ساختن چادر و روکش و مانند آنها به کار میرود.