اسم

بدمینتون

(بَ تُ) [ انگ. ] (اِ.) نوعی ورزش شبیه تنیس که دو یا چهار بازیکن دارد.

    بدن

    (بَ دَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- ساختمان کامل یک موجود زنده.
    ۲- تن، پیکر.

      بدعت

      (بِ عَ) [ ع. بدعه ] (اِ.) نوآوری، به ویژه رسم یا آیین تازه‌ای که مورد پذیرش قرار نگرفته یا مخالف سنت پذیرفته شده باشد.

        بدل

        (بَ دَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- هر چیزی که به جای دیگری واقع شود.
        ۲- عوض، جانشین. ج. بُدلا.

          بدلیجات

          (~.) [ ع – فا. ] (اِ.) جواهرات و زیورآلات بدلی و غیراصل.

            بدایع

            (بَ یِ) [ ع. بدائع ] (اِ.) جِ بدیعه ؛ تازه‌ها، نوها.

              بدر

              (بَ) [ ع. ] (اِ.) ماه شب چهارده، ماه کامل.

                بدرقه

                (بَ رَ ق ِ) [ ع. بدرقه ]
                ۱- (اِ.) راهنما، راهبر.
                ۲- (اِمص.) مشایعت.

                  پیمایش به بالا