اسم

بامزد

(زَ)(اِ.)طبل یا نقاره که بامداد می‌نواختند.

    بامه

    (مَ)(اِ. ص.) ریش دراز و انبوه، مردی که ریش دراز دارد.

      بامیه

      (یِ) (اِ.)
      ۱- گیاهی با برگ‌های پهن پنجه مانند، شبیه برگ ختمی، میوه اش سبز و دراز است، به صورت پخته شده و درخورشت مصرف می‌شود.
      ۲- نوعی شیرینی که از نشاسته و شکر و روغن و ماست درست کنند.

        باله

        (لِ) (اِ.)
        ۱- اندام بال مانندی است در ماهیان و برخی جانوران دریازی که جهت شنا و حفظ تعادل به کار می‌رود.
        ۲- [ فر. ] نمایش توأم با موسیقی و رقص.

          بالش

          (~.) [ تر – مغ. ] (اِ.) واحد مقیاس برای زر و سیم.

            بالش

            (~.) (اِ.) = بالشت: وسیله‌ای به شکل کیسه چهارگوش که آن را با ماده نرمی مثل پر، پنبه، پشم شیشه یا اسفنج پر کرده و در هنگام خواب یا استراحت سر را روی آن می‌گذارند، متکا، مسند.

              پیمایش به بالا