اسم

باستیون

(سْ یُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- بنای مرتفعی که در قلعه سازند.
۲- قلعه‌ای که در آن اسلحه و ابزار جنگی ذخیره کنند.

    بازمان

    (زْ)
    ۱- (اِ مص.) توقف، درنگ.
    ۲- (اِ.) مقدار ثابتی که برجای می‌ماند.

      بازنشسته

      (نِ شَ تِ) (اِمف.) کسی که در پیری یا پس از مدتی طولانی یابه علل دیگراز کار برکنار شود واز حقوق بازنشستگی استفاده کند.

        بازه

        (زِ) (اِ.)
        ۱- فاصله میان دو دیوار، پهنای کوچه.
        ۲- فاصله میان دو کوه، دره.

          بازو

          (اِ.)
          ۱- قسمتی از دست که بین آرنج و شانه قرار دارد.
          ۲- واحد طول برابر با بازو.
          ۳- قدرت، نیرو.
          ۴- رفیق، مصاحب.
          ۵- آن که در سرود با کسی همراهی کند.

            بازوبند

            (بَ) (اِمر.)
            ۱- النگویی که به جای مچ بر بازو می‌بندند.
            ۲- نواری که به نشانه عزا، داشتن مأموریت ویژه، عضویت در جایی یا داشتن مقامی در ورزش به بازو می‌بندند.
            ۳- دعا یا قرانی که بر بازو می‌بندند، تعویذ.
            ۴- نوعی زره بازو.

              پیمایش به بالا