باستان نامه
(مِ) (اِمر.) کتابی که از گذشته حکایت کند، نامه باستان.
(سْ یُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- بنای مرتفعی که در قلعه سازند.
۲- قلعهای که در آن اسلحه و ابزار جنگی ذخیره کنند.
(نِ شَ تِ) (اِمف.) کسی که در پیری یا پس از مدتی طولانی یابه علل دیگراز کار برکنار شود واز حقوق بازنشستگی استفاده کند.
(اِ.)
۱- قسمتی از دست که بین آرنج و شانه قرار دارد.
۲- واحد طول برابر با بازو.
۳- قدرت، نیرو.
۴- رفیق، مصاحب.
۵- آن که در سرود با کسی همراهی کند.
(بَ) (اِمر.)
۱- النگویی که به جای مچ بر بازو میبندند.
۲- نواری که به نشانه عزا، داشتن مأموریت ویژه، عضویت در جایی یا داشتن مقامی در ورزش به بازو میبندند.
۳- دعا یا قرانی که بر بازو میبندند، تعویذ.
۴- نوعی زره بازو.