اسم

باده پخته

(~. پُ خْ تِ) (اِ. ص.) شرابی که جوشیده باشد و دو سوم آن تبخیر شده، یک سوم آن بماند. در عربی مثلث گویند.

    بادسنج

    (سَ) (اِ.)
    ۱- ابزاری برای اندازه گیری شدت و سرعت باد.
    ۲- کنایه: از: بیهوده کار، یاوه گو.

      بادکش

      (کَ یا کِ) (اِمر.)
      ۱- شاخ یا هر آلت میان تهی که حجام محل حجامت را با آن می‌مکید و بعد تیغ می‌زد.
      ۲- روزنه‌ای برای جریان یافتن باد که در سقف یا دیوار خانه تعبیه می‌کردند.
      ۳- دم زرگری و آهنگری.

        بادکنک

        (کُ نَ) (اِمر.)
        ۱- نوعی اسباب بازی از جنس لاستیک و به شکل کیسه که آن را پر باد می‌کنند.
        ۲- کیسه‌ای پر از هوا در ماهیان.

          بادگانه

          (نِ) (اِمر.) دریچه مشبکی که توسط آن از درون اتاق بیرون را توان دید و به عکس.

            پیمایش به بالا