اسم

آمر

(مِ) [ ع. ]
۱- (اِفا.) امر کننده، فرماینده.
۲- (اِ.) روز ششم یا چهارم از ایام عجوز.

    آمرغ

    (مُ) (اِ.)
    ۱- مقدار، مایه، ارج.
    ۲- نفع، سود.
    ۳- خلاصه، ذخیره. ۴- اندک، کم.

      آمال

      [ ع. ] (اِ.) جِ امل ؛ امیدها، آرزوها.

        آمبولانس

        [ فر. ] (اِ.) اتومبیل مخصوص جهت حمل بیماران و مجروحان به بیمارستان و یا مردگان به آرامگاه.

          آمپر

          (پِ) [ فر. ] (اِ.) واحدی برای اندازه – گیری شدت جریان برق. ؛ ~ کسی بالا رفتن کنایه از: خشمگین شدن وی.

            آمپلی فایر

            (پِ یِ) [ انگ. ] (اِ.) مجموعه یا مدار الکترونیکی برای تقویت نیرو و جریان یا ولتاژ، تقویت کننده، فزون ساز.

              پیمایش به بالا