آقسنقر
(سُ قُ) [ تر. ] (اِمر.)
۱- شاهین سفید.
۲- کنایه از: روز، آفتاب.
۳- نام بعضی امرای ترک.
[ تر – فا. ] (اِمر.)
۱- غروب، شامگاه.
۲- نوبتی که بر در پادشاهان و امرای ترک در شامگاه میزدند.
۳- شیپوری که هنگام غروب در سربازخانهها میزدند.
[ معر. ] (اِ.) = اقطی. اقتی: گیاهی از تیره بداغها که به طور خودرو در نواحی شمال ایران میروید و گلهای آن سفید و معطر و مغز ساقه اش نرم است. و برای تهیه مقاطع گیاهی در آزمایشگاهها به کار میرود؛ بیلسان، بیلاسان، شبوقه، خمان کبیر، یاس کبود و پلم نیز گفته میشود.
(دِ) [ فر. ] (اِ.) فرهنگستان، آکادمی نام باغی بوده در آتن که افلاطون در آن تدریس میکرد و کم کم با گذشت زمان معنای انجمن علمی یا فرهنگستان را به خود گرفت.
(دِ ئ ُ) [ فر. ] (اِ.) از ابزار موسیقی با بدنهای چین دار، دارای زبانههای فلزی، که به ارتعاش درمی آیند و آن را به وسیله سر انگشتان نوازند.
[ فر. ] (اِ.) آگهی مکتوب و غالباً مصور که ابعاد آن در حدود ۳۵*۵۰ سانتی متر باشد؛ آگهی نامه (فره).