اسم

آغنده

(غَ دِ) (اِ.)
۱- گلوله پنبه، پنبه گلوله کرده برای ریسیدن.
۲- نوعی از عنکبوت زهردار، رتیلا، رتیل.

    آغوز

    (اِ.)اولین شیری که یک ماده به نوزادش دهد؛ ماک، شیر ماک.

      آغوش

      (اِ.) میان دو دست فراهم آورده، بغل. ؛ به ~کشیدن به خود چسباندن کسی یا چیزی را.

        آغیل

        (اِ.) = آغول: نگریستن از گوشه چشم از روی خشم.

          آفات

          [ ع. ] (اِ.) جِ آفت ؛ آفت‌ها، آسیب‌ها.

            آفاق

            [ ع. ] (اِ.) جِ افق.
            ۱- کرانه‌های آسمان، دشت.
            ۲- عالم، جهان.

              آفتاب پرست

              (پَ رَ) (اِ.)
              ۱- جانوری است شبیه به مارمولک، از رده خزندگان با زبانی دراز که از آن برای شکار حشرات استفاده می‌کند.
              ۲- گیاهی از تیره گاوزبان که در اراضی بایر روید، و گل‌های کوچک و سفید و آبی دارد.
              ۳- مجازاً، زرتشتی، کافر.

                پیمایش به بالا