آزوغ
[ په. ] (اِ.) نک آزغ.
(قِ) [ تر. ] (اِ.)
۱- غذای کم، غذایی که در سفر با خود دارند؛ توشه.
۲- خواربار که در خانه نگه دارند.
(زَ) [ په. ] (اِ.)۱ – داد، انصاف.۲ – شرم، حیا.
۳- رفق، مدارا.
۴- شفقت، رحم.
۵- حرمت، عزت.
۶- مهر و محبت.
۷- طرف – داری ، جانب داری، رودربایستی.۸ – فضیلت، تقوی.
۹- یاد، ذکر.
۱۰ – اندیشه، دل مشغولی.
۱۱ – تاب، طاقت.
۱۲ – سلامت، راحت.
۱۳ – اندوه، غم.
۱۴ – ظاهر، آشکارا.
۱۵ – نکبت.