اسم

آبسکون

(بِ)(اِ.) نام دریای خزر و جزیره‌ای در آن.

    آبسه

    (س ِ) [ فر. ] (اِ.) ورم عفونی در لثه یا هر نقطه‌ای از بدن، دمل.

      آبشار

      (اِ.)
      ۱- رودی که در مسیر خود از بلندی به پایین فرو ریزد.
      ۲- سنگ مشبک که بر دهانه ناودان‌ها نصب کنند.
      ۳- یکی از حرکات حمله‌ای در والیبال و پینگ پنگ و تنیس، پرش و زدن توپ از بالای تور به زمین حریف با زاویه‌ای تند. (فره).

        آبزن

        (زَ)
        ۱- (اِ.) تشتی از سفال یا فلز که در آن آب گرم و دارو می‌ریختند و بیمار را در آن می‌گذاشتند.
        ۲- وان.
        ۳- (اِفا.) آرام دهنده، تسکین دهنده، شخصی که مردم را به زبان خوش تسلی دهد.

          آبزه

          (زِ) (اِمر.) آبی که از کنار چشمه، رود، تالاب و امثال آن به بیرون تراود.

            پیمایش به بالا