اسم

آب جگر

(بِ جِ) (اِمر.) کنایه از: خون، خونابه (طبق طب قدیم، جگر مرکز خون است).

    آب جو

    (~ِ جُ) (اِمر.) نوشابه الکلی ضعیف که از مالتوز و مخمر آب جو تهیه شود، ماءالشعیر، شراب جو، فوگان، فقاع.

      آب انداز

      (اَ)(اِمر.)
      ۱- استراحتگاهی در میان دو منزل برای رفع خستگی از چهارپایان.
      ۲- آب دزدک.

        آب بسته

        (بِ بَ تِ) (اِمر.)
        ۱- شیشه، آبگینه، بلور.
        ۲- ژاله، شبنم.
        ۳- تگرگ، یخ.

          پیمایش به بالا