اسم

انتگرال

(اَ تِ) [ فر. ] (اِ.) روشی در ریاضی برای جست و جوی تابع‌هایی که دیفرانسیل آن‌ها معلوم است.

    انتماء

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) خود را به کسی نسبت دادن.
    ۲- (اِمص.) منسوب شدن.

      انتهاء

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) به پایان آمدن، به نهایت رسیدن.
      ۲- بازایستادن از کاری.
      ۳- آگهی رسیدن.
      ۴- (اِ.) پایان، آخر.

        انتهاج

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) راه جستن، در راه روشن رفتن.
        ۲- (اِمص.) سلوک، روش.

          انثی

          (اُ ثا) [ ع. ] (اِ.) ماده، زن، زنینه ؛ ج. اناث.

            انجاب

            ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ نجیب ؛ پاک نژادان.

              انتظار

              (اِ تِ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) توقع داشتن، چشم به راه بودن.
              ۲- (اِمص.) نگرانی.

                انتظام

                (اِ تِ) [ ع. ]
                ۱- (مص م.) در رشته کشیدن مروارید.
                ۲- (مص ل.) نظم گرفتن.
                ۳- (اِمص.) ترتیب، نظم.

                  انتعاش

                  (اِ تِ) [ ع. ]
                  ۱- (مص ل.) برخاستن، بلند شدن.
                  ۲- نیکو حال شدن.
                  ۳- با نشاط شدن.
                  ۴- (اِمص.) بهبود.
                  ۵- لذت بردن ج. انتعاشات.

                    انتفاضه

                    (اِ تِ ض ِ) [ ع. ] (اِ.)
                    ۱- تکان دادن، لرزیدن.
                    ۲- نام نهضت انقلابی مردم فلسطین.

                      پیمایش به بالا