اسم

انبه

(اَ نِ) [ هند. ] (اِ.)درختی تناور، در جنگل -‌های هندوستان می‌روید میوه اش ابتداء ترش مز ه می‌باشد و بعد شیرین می‌شود و آن را خام می‌خورند و از آن مربا و ترشی هم درست می‌کنند.

    انبوب

    (اَ یا اُ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- فاصله میان دو بند یا گره نی (نای).
    ۲- هر چیز مجوف مانند نی (نای).
    ۳- لوله (آب و غیره)؛ ج. انابیب.

      انبار

      ( اَ ) [ په. ] (اِ.)
      ۱- جای انباشتن.
      ۲- کود.
      ۳- استخر، تالاب.

        انبارش

        (اَ رِ) (اِمص.)
        ۱- انبار کردن.
        ۲- چیزی که درون چیز دیگر را با آن پر کنند؛ حشو.

          انام

          ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) آفریدگان، مخلوق.

            انامل

            (اَ مَ) [ ع. ] (اِ.) جِ انمله ؛ سرانگشتان.

              انامه

              (اَ مَ) [ ع. انام ] (اِج.) انام، مردم، مردمان.

                انباء

                ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ نباء؛ خبرها، آگاهی‌ها.

                  پیمایش به بالا