اسم

ام

(اُ مّ) [ ع. ] (اِ.) مادر.

    ام الخبائث

    (اُ مُّ لْ خَ ئِ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- مایه پلیدی‌ها.
    ۲- مجازاً شراب.

      ام القری

      (~. قُ را) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- مهم ترین و ارزش مندترین سرزمین.
      ۲- مجازاً مکه.

        الوا

        (اَ) (اِ.) صمغی است بسیار تلخ ؛ صبر زرد.

          الواح

          ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ لوح ؛ لوح‌ها، صفحه‌های فلزی، سنگی یا چوبی.

            الوار

            ( اَ ) (اِ.)
            ۱- تیرهای بزرگ چوبی که در ساختن سقف خانه به کار می‌رفت.
            ۲- چوب‌های چهارتراش دراز و ضخیم.

              الوس

              (اُ) [ تر. مغ. ] (اِ.) = اولوس: طایفه، قبیله، جماعت ؛ ج. الوسات.

                المپیاد

                (اُ لَ) [ فر. ] (اِ.)
                ۱- فاصله چهار ساله میان مسابقات المپیک.
                ۲- هر یک از مسابقات جهانی در زمینه علوم.

                  پیمایش به بالا