اسواق
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ سوق.
(اِ یا اُ وِ یا وَ) [ ع. اسوه ]
۱- (ص.) پیشوا، مقتدا.
۲- (اِ.) خصلتی که شخص بدان لایق مقتدایی گردد.
( اَ ) [ فر. ] (اِ.) هر جسم هیدروژن داری که به حالت محلول، یون هیدروژن (پروتون) آزاد کند و به جای هیدروژن آن فلزی جانشین شود و تشکیل نمک دهد. بیشتر اسیدها خورنده هستند و مزه ترش دارند.
(اِ) [ فر. ] (اِ.) نمونهای معمولا کوچک و مجانی از کالا که برای تبلیغ عرضه میشود، نمونه (فره).