اسم

اسوت

(اِ یا اُ وِ یا وَ) [ ع. اسوه ]
۱- (ص.) پیشوا، مقتدا.
۲- (اِ.) خصلتی که شخص بدان لایق مقتدایی گردد.

    اسید

    ( اَ ) [ فر. ] (اِ.) هر جسم هیدروژن داری که به حالت محلول، یون هیدروژن (پروتون) آزاد کند و به جای هیدروژن آن فلزی جانشین شود و تشکیل نمک دهد. بیشتر اسیدها خورنده هستند و مزه ترش دارند.

      اشافی

      ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ اشفی ؛ درفش کفش دوزان.

        اشانتیون

        (اِ) [ فر. ] (اِ.) نمونه‌ای معمولا کوچک و مجانی از کالا که برای تبلیغ عرضه می‌شود، نمونه (فره).

          اشباح

          ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ شبح.۱ – کالبدها، تن‌ها.
          ۲- سایه‌ها.
          ۳- سیاهی‌ها که از دور دیده شود.

            اشباع

            ( اِ ) [ ع. ]
            ۱- (مص م.) سیر گردانیدن.
            ۲- (اِ.) پر و بسیار.

              اسهام

              ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ سهم ؛ بهره‌ها، بخش‌ها.

                اسم شب

                (اِ مِ شَ) (اِمر.) کنایه از: کلمه رمزی که وسیله شناسایی باشد.

                  پیمایش به بالا