اسم

استامبولی

(~.) (اِ.) ظرفی فلزی که برای بردن گل و گچ در بنایی به کار برند.

    اسپیروژیر

    (اِ رُ) (اِ.) این گیاه سردسته آلگ‌های سبز است که جزو ریسه دارانند. به صورت نوارهای باریک تا ۱۵ سانتیمتری در جوی‌های آب دیده می‌شود که معمولاً آن را جل وزغ خوانند. ریسه‌هایش به علت داشتن ماده کلروفیل سبز رنگند.

      است

      (اِ) [ ع. ] (اِ.) کون، دبر، نشیمن، نشستگاه، کفل، مقعد.

        است

        (~.) (اِ.)
        ۱- استخوان.
        ۲- هسته میوه.

          استات

          (اَ س ِ) [ فر. ] (اِ.) نمک مشتق از اسید استیک مانند استات سرب، استات مس، استات آهن و غیره، نمکی که از اسید استیک حاصل شود.

            استاد

            ( اُ ) [ په. ] (اِ. ص.) = اوستاد. اوستا. استا:
            ۱- آموزنده، معلم، آموزگار.
            ۲- مدرس دانشگاه‌ها.
            ۳- حاذق، ماهر، سررشته دار در کاری، چیره دست. ؛~ علم کردن دزدیدن خیاط‌ها از سر پارچه. ؛ ~چسک آن که در کار دیگران بی جهت مداخله کند.
            ۴- خط یا نقطه یا سطحی که آن را مأخذ کار قرار دهند، الگو، دلیل.
            ۵- مقیاس فلزات قیمتی که ملاک مسکوکات محسوب می‌شود.
            ۶- عنوانی بود برای برخی درجه داران در سپاه ینی چری عثمانی.

              اسپندارجشن

              (~. جَ) (اِمر.) جشنی در ایران باستان به سپندارمذروز (روز پنجم) از ماه سپندارمذ. ابوریحان بیرونی گوید این جشن به زنان مخصوص بوده‌است و در این روز از شوهران خود هدیه می‌گرفتند، از این رو به جشن «مژده گیران» معروف بوده‌است.

                اسپندارمذ

                (~. مَ) [ په. ] (اِمر.) = اسفندار. اسفندارمذ:۱ – پنجمین امشاسپند از امشاسپندان دین زرتشتی، نگهبان زمین.
                ۲- آخرین ماه از سال شمسی ؛ اسفند.
                ۳- نام روز پنجم از هر ماه شمسی.

                  پیمایش به بالا