اسم

استات

(اَ س ِ) [ فر. ] (اِ.) نمک مشتق از اسید استیک مانند استات سرب، استات مس، استات آهن و غیره، نمکی که از اسید استیک حاصل شود.

    استاد

    ( اُ ) [ په. ] (اِ. ص.) = اوستاد. اوستا. استا:
    ۱- آموزنده، معلم، آموزگار.
    ۲- مدرس دانشگاه‌ها.
    ۳- حاذق، ماهر، سررشته دار در کاری، چیره دست. ؛~ علم کردن دزدیدن خیاط‌ها از سر پارچه. ؛ ~چسک آن که در کار دیگران بی جهت مداخله کند.
    ۴- خط یا نقطه یا سطحی که آن را مأخذ کار قرار دهند، الگو، دلیل.
    ۵- مقیاس فلزات قیمتی که ملاک مسکوکات محسوب می‌شود.
    ۶- عنوانی بود برای برخی درجه داران در سپاه ینی چری عثمانی.

      اسپندارجشن

      (~. جَ) (اِمر.) جشنی در ایران باستان به سپندارمذروز (روز پنجم) از ماه سپندارمذ. ابوریحان بیرونی گوید این جشن به زنان مخصوص بوده‌است و در این روز از شوهران خود هدیه می‌گرفتند، از این رو به جشن «مژده گیران» معروف بوده‌است.

        اسپندارمذ

        (~. مَ) [ په. ] (اِمر.) = اسفندار. اسفندارمذ:۱ – پنجمین امشاسپند از امشاسپندان دین زرتشتی، نگهبان زمین.
        ۲- آخرین ماه از سال شمسی ؛ اسفند.
        ۳- نام روز پنجم از هر ماه شمسی.

          پیمایش به بالا