اسپرک
(اِ پَ رَ) (اِ.) گیاهی است با برگهای باریک و دراز و گل خوشهای زرد، در گل و برگ آن ماده زرد رنگی وجود دارد که در رنگرزی بکار میبرند. اسفرک، سپرک، زریر نیز گویند.
(اِ پَ رَ) (اِ.) گیاهی است با برگهای باریک و دراز و گل خوشهای زرد، در گل و برگ آن ماده زرد رنگی وجود دارد که در رنگرزی بکار میبرند. اسفرک، سپرک، زریر نیز گویند.
(اِ پَ رَ) (اِمر.) آبی که پارهای داروها را در آن جوشانند و بدن بیماران را بدان شویند؛ حمام دوایی، نطول، بخت گاو نیز گویند.
(اِ پِ تُ زُ) [ فر. ] (اِ.)= اسپرم: نطفه، یاختهای که در تخم یا نطفه برخی از موجودات نر وجود دارد.
(اِ پِ رِ) [ انگ. ] (اِ.)
۱- وسیلهای حاوی مایع که با فشار دکمه آن مایع درونش به صورت ذرات ریز خارج میشود، افشانه (فره).
۲- مایعی که به شکل پودر از این ظرف بیرون پاشیده میشود.
(اِ پَ) (اِمصغ.) = اسبک:
۱- اسب چوبین یا گلین که کودکان برای بازی میسازند.
۲- یکی از اندامهای اسطرلاب.
۳- خیمه بزرگ.
(~.) [ از انگ. ] (اِ.) ضربه محکم و سریع به توپ برای رد کردن توپ به محوطه حریف از روی تور، اسبک، آبشار.