اسم

ازل

(اَ زَ) [ ع. ] (اِ.) زمان بی ابتداء.

    ازار

    ( اِ ) (اِ.)
    ۱- زیرجامه، شلوار.
    ۲- دستار، فوطه.

      ازار

      (~.) (اِ.) = ازاره. ایزاره. هزاره: پایاب، قعر آب.

        ازاره

        (اِ رِ) (اِ.) آن قسمت از دیوار اطاق یا ایوان که از کف طاقچه تا روی زمین باشد.

          ازاهیر

          ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ ازهار؛ گل‌ها، شکوفه‌ها.

            ازت

            (اَ زُ) [ فر. ] (اِ.) نیتروژن، گازی است بی رنگ و بی بو و بی مزه. در آب بسیار کم حل می‌شود. علاوه بر هوا در سفیده تخم مرغ و گوشت و شیر و همچنین در شوره یافت می‌شود.

              ازتات

              (اَ زُ) [ فر. ] (اِ.) ازتات‌ها یا نیترات‌ها، نمک‌های جامد اسید ازتیک هستند. بعضی بی رنگ یا سفید و برخی رنگین اند. مانند نیترات نیکل و مس. همه آن‌ها در آب حل می‌شوند و بر اثر حرارت تجزیه شده اکسیژن خود را از دست می‌دهند.

                از بر

                (اَ. بَ) (اِ.)
                ۱- از حفظ، از حافظه.
                ۲- به یاد سپرده شده.

                  پیمایش به بالا