اسم

اپسیلن

(اِ لُ) [ یو. ] (اِ.)
۱- پنجمین حرف الفبای یونانی.
۲- مجازاً به معنی بسیار اندک و ناچیز.

    اپگانه

    (اَ نِ) (اِ.) بچه نارسیده که از شکم انسان یا حیوان بیفتد، آفگانه.

      اپل

      (اِ پُ) [ فر. ] (اِ.)
      ۱- بالشتکی که داخل آن را با ابر و پنبه و مانند آن پر می‌کنند و برای خوش حالت نشان دادن سرشانه‌ها از زیر به قسمت داخلی سرشانه یا میان رویه و آستری می‌دوزند.
      ۲- سردوشی افسری، شانه، د وش.

        اپل

        (اَ پِ) [ انگ. ] (اِ.) از زبان‌های برنامه – نویسی کامپیوتر.

          اپورتونیسم

          (~.) [ انگ. ] (اِمص.) فرصت – طلبی، پی فرصت مناسب بودن برای رسیدن به اهداف شخصی بدون اعتقاد به اصولی خاص.

            اپوزیسیون

            (اُ پُ) [ فر. ] (اِ.)
            ۱- موضع گیری مخالف در برابر یک نظریه یا سیاست.
            ۲- حزب یا جبهه مخالف، گروه مخالف (فره).

              اپیدمی

              (اِ دِ) [ فر. ] (اِ.) عارضه یا بیماری عام، بیماری ای که به عموم مردم سرایت کرده باشد، مسری، همه گیر (فره).

                اپار

                (اِ) (اِ.) آویشن کوهی، ریحان معنبر و خوشبو.

                  اپتومتری

                  (اُ تُ مِ) [ فر. ] (اِمص.) آزمایش چشم و ساختارهای مربوط به آن برای کشف اختلالات بینایی و تجویز عدسی‌های مناسب با دیگر وسایل کمک کننده به بینایی یا تمرین‌های چشمی برای جبران کاستی‌های دید، بینایی سنجی. (فره).

                    پیمایش به بالا