اسم

مواعظ

(مَ عِ) [ ع. ] (اِ.) جِ موعظه ؛ پندها، نصیحت‌ها.

    مواعید

    (مَ) [ ع. ] (اِ.) جِ میعاد؛ وعده‌ها، موعودها.

      موافق

      (مُ فِ) [ ع. ] (اِ فا.) سازگار، مطابق، هم رأی.

        موافقت نامه

        (~. مِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) ورقه‌ای مکتوب مبنی بر موافقت دو تن، دو گروه یا دو دولت در امری.

          مواقعه

          (مُ قَ عَ یا قِ ع) [ ع. مواقعه ]
          ۱- (مص ل.) جنگ کردن با کسی.
          ۲- جماع کردن.
          ۳- (اِمص.) حرب، ستیزه.
          ۴- جماع، آمیزش.

            موازی

            (مُ) [ ع. ]
            ۱- (اِفا. ص.) برابر، روبرو.
            ۲- دو خطی که فاصله بین شان به یک اندازه باشد و هرچقدر امتداد داده شوند به هم نرسند.

              مواشی

              (مَ) [ ع. ] (اِ.) جِ ماشیه ؛ ستور و چارپایان.

                پیمایش به بالا