اسم

هوس

(هَ وَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- میل، آرزو.
۲- شهوت، خواهش نفس.

    هول

    (~.) [ ع. ] (اِ.) هراس، ترس، بیم.

      هولی

      (هَ) (اِ.) کره اسبی که هنوز زین بر پشت آن نگذاشته باشند.

        هوم

        (اِ.) نام درختی شبیه به درخت گز.

          هومیوپاتی

          (هُ یُ) [ انگ. ] (اِ.) = هومئوپاتی: نظامی درمانی مبتنی بر اصل «همانند، همانند را شفا می‌دهد»، همسان درمانی. (فره).

            هودج

            (هَ دَ) [ ع. ] (اِ.) کجاوه، عماری.

              هوده

              (د) (اِ.)
              ۱- درست، حق.
              ۲- سود، فایده.

                هور

                ۱ – (اِ.) آفتاب، خورشید.
                ۲- ستاره، بخت، طالع.

                  پیمایش به بالا