اسم

مندفع

(مُ دَ فِ) [ ع. ] (اِفا.) دفع شونده، بیرون ریزنده، دور شونده.

    مندل

    (مَ دَ) (اِ.) مندله، دایره‌ای که جادوگران و دعاخوانان به دور خود می‌کشند و در میان آن نشسته دعا یا افسون می‌خوانند.

      منخزل

      (مُ خَ زَ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- منقطع، بریده.
      ۲- باتبختر رونده.

        منخسف

        (مُ خَ س) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- پوشیده شونده، پنهان گردیده.
        ۲- ماه گرفته.

          پیمایش به بالا