(مُ رِ) [ ع. ] (اِفا.) بیمار گرداننده، بیماری زا.
(مُ مَ زَّ) [ ع. ] (اِمف.) پاره کرده، شکافته.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) آمیخته، مخلوط.
(مُ س) [ ع. ] (اِفا.) بخیل، خسیس.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) مسخ شده، تغییر شکل و صورت داده.
(مُ مْ ضا) [ ع. ] (اِمف.) ۱- رایج کرده، درگذرانیده. ۲- امضا کرده.
(مُ تَ نِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- امتناع کننده، سرپیچی کننده. ۲- ناممکن، محال.
(مُ مَ ثَّ) [ ع. ] (اِمف.) مثل زده شده، مجسم شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) تشبیه شده.
(مُ مَ حَّ) [ ع. ] (اِمف.) خالص کرده، محض شده.