اسم

ملوز

(مُ لَ وَّ) [ ع. ] (اِمف. ص.)
۱- بادامی شکل، شبیه به بادام.
۲- به شکل لوزی.
۳- خرمای پر کرده از بادام و جوزاغند.

    ملوک

    (مُ) [ ع. ] (اِ.) جِ ملک ؛ پادشاهان.

      ملم

      (مُ لِ) [ ع. ]
      ۱- (اِفا.) نازل شونده.
      ۲- (اِ.) بلای نازل.

        ملماز

        (مَ) (اِ.) = ملمیز: رنگی که رنگرزان پارچه را بدان رنگ کنند.

          ململ

          (مَ مَ) (اِ.) نوعی پارچه نخی سفید و نازک.

            ملمه

            (مُ لَ مَّ) [ ع. ملمه ] (اِ.) سختی‌ها، پیشآمدهای سخت.

              ملهم

              (مُ هِ) [ ع. ] (اِفا.)
              ۱- الهام کننده، تلقین کننده.
              ۲- خدای تعالی ؛ ج. ملهمین.

                پیمایش به بالا