اسم

مقری

(مُ) [ ع. مقری ء ] (اِفا.) خواننده، کسی که تعلیم قرائت قرآن بدهد.

    مقطع

    (مَ طَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- محل قطع و برش.
    ۲- آخرین بیت غزل یا قصیده. ج. مقاطع.

      مقطع

      (مُ قَ طَّ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- بریده شده.
      ۲- چیزی که آن را با بریدن زواید و پیراستن بیآرایند.

        مقرر

        (مُ قَ رَّ) [ ع. ] (اِمف.)
        ۱- ثابت و برقرار شده.
        ۲- تقریر شده.

          مقرر

          (مُ قَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- قراردهنده، تعیین کننده.
          ۲- تقریرکننده، بیان کننده.
          ۳- کسی که درس استاد را برای دانشجویان تقریر و شرح کند، دانشیار.

            مقررات

            (مُ قَ رَّ) [ ع. ] (اِ.) امور و قواعدی که باید مراعات شوند.

              مقرری

              (مُ قَ رَّ) [ ع – فا. ] (اِ.) ماهیانه، حقوق، مستمری.

                پیمایش به بالا